وب سایت خود را برای گوشی همراه طراحی نکنید، بلکه به طراحی متحرک فکر کنید

درست از زمانی که شروع به استفاده از ابزارها، فریم ها و متدولوژی های مورد نیاز برای طراحی خوب و عالی وب سایت و یا اپلیکیشن نمودیم، دریافتیم که صفحه نمایش ابزارها مدام در حال تغییر می باشند: ساعت های مچی هوشمند و دیگر موارد مشابه و مرتبط، سنسورها و هر چیزی که تحت نظر اینترنت باشد، همگی یک پیچیدگی جدید در حرفه طراحی ما محسوب می شود و همین موضوع گفتن این که موبایل و یا یک اپلیکیشن واقعا در کجا شروع شده و خاتمه می یابد را سخت و دشوار ساخته است.

ما طراحان وب سایت و اپلیکیشن بسیار مطابقت یافتن با این موضوع بسیار مشکل داریم. با توجه به این که خیلی از ما، ابتدا به سوی طراحی سایت برای گوشی های همراه به منظور طراحی ریسپانسیو روی آوردیم، اندکی برای ما ساده شده است که با طراحی متحرک به عنوان “یک وب سایت و یا اپلیکیشن کوچک با پشتیبانی حرکات لمسی و دسترسی به دوربین” سازگار شویم.

اینکه وب سایت خود را تنها برای گوشی های همراه بهینه سازی کنید، فراموش کنید و روی بهینه سازی طراحی سایت خود در تمامی ابزارها تمرکز کنید، از کوچک ترین صفحه نمایش ها گرفته تا بزرگترین صفحه نمایش ممکنی که کاربران برای بازدید وب سایت، از آن استفاده می کنند. حداقل باید طراحی موجود خود را برای کاربران سایت امروزی بهینه سازی کنید. هیچ تجارتی نمی تواند این حقیقت را کتمان کند که حدود یک بیلیون نفر از طریق ابزارهای همراه خود به وب سایت ها دسترسی پیدا می کنند.

اما محصولات و سرویس هایی که به تازگی وارد بازار شده اند به این معنا می باشند که زندگی ما در میان انواع ابزار، سنسور ها و ارتباطات شبکه ای رواج یافته است. از این رو من بیشتر به طراحی متحرک نسبت به طراحی منحصر به گوشی همراه تاکید دارم. این موضوع محیطی که قرار است برای آن طراحی کنیم را برای مان مشخص می سازد.

به جای این که تنها روی یک ابزار بخصوصی تمرکز کنید، روی طراحی برای انواع ابزارهای متحرک متمرکز شوید و این موضوع می تواند یک روش در طراحی وب سایت و یا اپلیکیشن محسوب شود. هم چنین این شگرد می تواند ارزش هایی را به وجود آورد، زیرا این طراحی می تواند در هر نوع ابزاری انتقال و مطابقت یابد. این گونه ابزارهای متحرک ما را وا می دارد تا وسیع تر فکر کنیم و ما را از دقت تنها روی یک ابزار به سمت اکوسیستمی می کشاند که قرار است برای آن جا به صورت کلی طراحی سایت و یا اپلیکیشن را انجام دهیم.

هر روز ما به انتشار ساعت های APPLE که دارای رابط های کاربری می باشد، نزدیک می شویم. این ابزار طرز فکری ما را درباره تکنولوژی طراحی رابط های کاربری در لوازم پوشیدنی مانند ساعت های مچی تغییر می دهد. طراحی رابط های کاربری برای چنین لوازمی، چالش هایی در بر دارد. از جمله این چالش ها عملکرد در اندازه کوچک صفحه نمایش ها می باشد. کلید اصلی این است که رابط های کاربری را طراحی کنیم که از نظر بصری زیبا و کاربرپسند باشد و تجربه های کاربردی را نیز برای کاربران فراهم نماید. لوازمی مانند ساعت های مچی که نیازمند رابط های کاربری فوق العاده ای هستند، در بازار در حال افزایش می باشند. تکنولوژی های هیجان انگیز زیادی در این موارد وجود دارد. ما به عنوان طراحان وب سایت و یا اپلیکیشن ها باید آماده این موارد باشیم. تیم شما ممکن است به عمل کردن وب سایت و اپلیکیشن ها در این ابزارها نیز فکر کنند. صبر نکنید که هر کسی دارای این ساعت های هوشمند شوند و سپس ایده هایی را به اجرا بگذارید. در این زمینه پیش قدم باشد و به تکنولوژی های طراحی رابط های کاربری در این ابزارها بیشتر فکر کنید.

 

 

طراحی متحرک تنها به ابزارها مربوط نمی شود، بلکه  به صورت کلی یک مفهوم در این زمینه می باشد.

تکنولوژی در حال به دست آوردن آگاهی های است که ما باید چه کنیم، کجا برویم و چه روش هایی را پیش بگیریم. برای مدت زمانی، به نظر می رسید که طراحی برای گوشی های همراه تنها موضوع مورد توجه در تکنولوژی بود و تنها وسیله متحرک برای طراحی کردن در نظر گرفته می شد. اما این موضوع خیلی طول نکشید: ساعت های مچی هوشمند، کمربندی های هوشمند فیتنس و دیگر موارد این چنینی همگی مثال های می باشند که گوشی های همراه تنها وسیله متحرک برای طراحی وب سایت و یا اپلیکیشن نمی باشند.

اما در واقعیت، چه مقدار از اپلیکیشن ها و یا وب سایت های ما می توانند تنها به یک ابزار بسنده نکنند و با انواع مختلفی از ابزارها لمسی مطابقت یابند- به این فکر کنید که فیس بوک چگونه در هنگام لاگین کردن مشخص می کند که شما از چه ابزاری وارد شده اید. ما نیاز داریم تا ملاحضه نماییم که چه مقدار می توانیم درباره محیط کاربری در تمامی ابزارها اطلاعات به دست آوریم.

نیاز به آگاهی در طراحی هایی رواج دارد که مجموعه اطلاعات موجود بسیار محدود است و یا اصلا وجود ندارد. این موضوع حتی زمانی که برای تنها یک ابزار طراحی سایت و یا اپلیکیشن انجام می دهیم، صحیح می باشد. در برخی از شرایط بخصوص، دسترسی به داده و یا سرویس های مکانی می تواند واقعا غیر ممکن باشد. به طور مثال توجه کنید که اگر سرویس های مکانی تنها می توانستند به GPS ها دسترسی داشته باشند، چه اتفاقی می افتاد.

 

بیایید تا یک بار دیگر  طراحی ریسپانسیو را معنی کنیم.

ما باید مرجع کاربران خود را درک کنیم تا بتوانیم بهتر نیازهای شان را برطرف سازیم (و یا بتوانیم درآمد بیشتری را از آن ها به دست آوریم، این موضوع بستگی به انگیزه و هدف ما دارد). در این شرایط، به دست آوردن اطلاعات از کاربران می تواند تنها نصف معامله را باعث شود: کاربران به ما اطلاعاتی را در قبال رفع نیاز های شان می دهند. برای آن که این چنین عمل کنیم باید در هر شرایطی بتوانیم پاسخگو نیاز های آن ها باشیم.

معنی کلمه “ریسپانسیو” به طور نامتناسبی رواج یافته است. هیچ گاه نام این طراحی به این منظور به کار نرفته است که یک طراحی وب سایت ریسپانسیو به معنی مطابقت یافتن با هر ابزار و با هر اندازه صفحه نمایش می باشد. ما باید معنای کامل طراحی ریسپانسیو را بر همگان آشکار کنیم: قابلیت سازگاری و مطابقت یافتن با تمامی ابزراها و برقراری ارتباطات با کاربران مختلف از ابزارهای گوناگون.

“یک رابط کاربری ریسپانسیو به طور فعالی می تواند پاسخگوی نیاز محیط و سیستم عامل غیر منتظره ای باشد”.

یک رابط کاربری ریسپانسیو به طور فعالی می تواند پاسخگوی نیاز محیط و سیستم عاملی غیر منتظره ای باشد. این موضوع می تواند هر چیزی را شامل شود، از آگاهی از قطع ارتباط اینترنتی، تا مطابقت یافتن با تغییرات ناگهانی سیستم عامل و هر چیزی که در این بین قرار دارد. برای مثال، WAZE به طور اتوماتیک طیف رنگی خود را از روشن به تاریک بر اساس زمان غروب و آفتاب خورشید تغییر می دهد. این موضوع عالی است، زیرا باعث می شود تا شب کاربر به راحتی بتواند طراحی را مشاهده نماید. اما این اپلیکیشن می تواند اندکی بیشتر پیش رود: به طور اتوماتیک میزان روشنایی محیط را با استفاده از دوربین موجود، بسنجد. به این روش، رابط کاربری می تواند در زمان هایی که کاربر در ماشین و یا در یک تونل بین راه قرار دارد، بتواند از این ویژگی و مزیت استفاده نماید و به راحتی به تعامل برقرار کردن با طراحی سایت و یا اپلیکیشن بپردازد. این موضوع در شرایط عکس نیز باید صدق کند، زمانی که کاربر به یک خیابان و یا جاده ای می رود که نور بسیار زیادی در آن جا وجود دارد، در این شرایط صفحه نمایش باید تاریک شود تا کاربر به راحتی بتواند آن را مشاهده نماید.

ما همیشه سعی می کنیم تا قبل از طراحی ، اطلاعاتی را درباره کاربران و یا ابزارهایی که استفاده می کنند، به دست آوریم. برای مثال، آنالیزها به ما می گوید که چه کسی وب سایت را بازدید می کند و یا از اپلیکیشن استفاده می نماید. این اطلاعات در گذشته روی داده اند و ما تنها می خواهیم بفهمیم که چه اتفاقاتی افتاده است.

چه می شود اگر می توانسیتم از اطلاعات حال حاضر کاربران برای رفع نیاز های شان استفاده کنیم؟

استقبال کردن از طراحی متحرک ما را مجبور می سازد تا بیشتر و سخت تر درباره محیطی که کاربران در آن حضور دارند فکر کنیم و تلاش نماییم تا برای دسترسی به یک ارتباطات بهتر و هوشمندانه تر با مشتریان و کاربران، خدمات رسانی بهتری به آن ها ارائه دهیم.

مزیت اصلی طراحی سایت ریسپانسیو، انعطاف پذیری وب سایت در منطبق شدن با هر صفحه نمایش می باشد. وب سایت شما به راحتی در تمام ابزارها در دسترس است. تصور کنید که وب سایت ساخت شما به طور اتوماتیک با هر ابزاری سازگاری می یابد و این لذت مشتریان از بازدید وب سایت تان را بالا می برد. وفق یافتن بدون دردسر در اندازه مختلف صفحه نمایش ها، یک قدرت واقعی از طراحی وب سایت ریسپانسیو می باشد. این موضوع حرفه طراحی وب سایت را دگرگون کرده است و همانطور که میدانیم، تبدیل به یک محیط رقابتی در وب سایت های تجاری شده است! بسته به اندازه صفحه، وب سایت شما حرکت می کند، محتوا ها به طرز زیبایی می چرخند، تصاویر تغییر اندازه پیدا می کنند، اندازه فونت ها تغییر می کند، گروه بندی ها دگرگون می شوند و حتی جهت یابی و جستجوها جوری وفق می یابد تا تجربه کاربری فوق العاده ای را پدید آورد و هیچ فرقی ندارد که مشتریان وب سایت تان از چه ابزاری برای دیدن وب سایت تجاری شما استفاده می کنند.

 

صفحه نمایش ها به آرامی در حال کوچک تر شدن می باشند.

خبر جدیدی نیست که صفحه نمایش ها در حال کوچک تر اما کاربردی تر شدن هستند. اما این موضوع سوالی را در تکنولوژی جدید به وجود می آورد: آیا OCULUS RIFT یک صفحه نمایش متناسب محسوب می شود؟ رابط کاربری که در اتومبیل ها تعبیه شده است، چطور؟

از یک طرف، رابط های کاربری بصری دیگر یک مستطیل شیشه ای درخشان نمی باشند. از طرفی دیگر، دسترسی به دستورات صوتی و بازخوردهای متناسب می تواند گزینه های بیشتری برای ارتباطات برقرار کردن با کاربران مان روی میز بگذارد و پیام رسانی بین ما و آن ها را تقویت می کند. با تمامی این اوصاف، طراحی متحرک مساوی با غافلگیری می باشد؛ سیستم های ما باید با کاربران مطابقت یابند و این یک اصل اساسی در تکنولوژی های امروزی محسوب می شود.

برای مثال، ساعت های مچی هوشمند در نظر دارند تا مدت زمان خیره شدن به صفحه نمایش را کاهش دهند و بیشتر روی این موضوع تمرکز دارند تا آن چه که کاربر می خواهد را در کمترین زمان ممکن در اختیارشان بگذارند. در بیشتر مواقع این مورد توسط ارسال اعلاناتی صورت می گیرد.

 

ابتدا اعلانات و هشدار ها را طراحی کنید.

تنوع و غیر قابل پیش بینی بودن رسانه ها ما را به کاهش ارتباطات و حداقل ترین راه های ارتباطی سوق می دهد: اعلانات و هشدار ها.

در این جا سه مورد کلیدی درباره اعلانات وجود دارد: یک، آن ها خلاصه و کوتاه می باشند؛ دوم، توانایی آن ها برای طراحی شدن محدود می باشد، زیرا باید به طور اساسی با عوامل مختلف متناسب و سازگار شوند؛ و سوم، آن ها در کارهای روزانه کاربر به طور غافلگیر کننده ای ظاهر می شوند، نه این که منتظر باشند تا درخواستی از جانب کاربران ثبت شود.

از این رو، ارزش اکثر اپلیکیشن ها در محتواهایی است که در هر زمانی قابل رویت می باشد. اینکه در اپلیکیشن کامل چه اتفاقی می افتد، یک مورد ثانویه در اعلانات محسوب می شود. در واقع در بیشتر شرایط، یک اعلانات و هشدار خوب نیازی را در کاربر ایجاد نمی کند تا به اپلیکیشن به طور کامل دسترسی پیدا کند. این موضوع بخصوص در اندروید نیز صدق می کند، جایی که اعلانات و هشدار ها طراحی بهتر، غنی تر و کاربردی تر دارند.

موردی که این روزها در مرکز توجه طراحی اپلیکیشن و تجربه کاربری  است، ارائه اطلاعات و محتواها از مرجعی است که شما انتحاب می نمایید- مانند کاری که گوگل شروع به انجام آن نموده است. چه کسی می تواند بهترین رستوران ها را به شما پیشنهاد کند؟ چه کسی بهترین داده های آب و هوایی را در اختیارتان قرار می دهد؟ بهترین اطلاعات ترافیکی از کجا به دست می آید؟

آیا این موضوع به معنای از بین رفتن اپلیکیشن ها و یا نامتناسب شدن آن ها می باشد؟ برای تهیه کنندگان سرویس های ارزشمند این موضوع صدق نمی کند. از یک سو، به یاد داشته باشید که اپلیکیشن مکانی است که اطلاعات کاربران در نهایت در آن وارد می شود، از این رو شما باید مروری بر نحوه استفاده از اپلیکیشن را در اختیار کاربران خود قرار دهید. از سوی دیگر، اپلیکیشن ها جزئیاتی را درباره آن چه که نمایان است به کاربران ارائه می دهند (به طور مثال شما تنها از طریق اعلانات از اینستاگرام استفاده نمی کنید) و تجربه هایی را به آن ها ارائه می دهد که در بیشتر شرایط موجب رضایت و اطمینان خاطر کاربران می شود.

اما در خاطر خود این موضوع را همیشه نگاه دارید که اعلانات، کادر های محتوایی و دیگر واحد های ارائه محتوا می تواند نظر کاربر را جلب کرده و باعث شروع تعاملاتی بشود. طراحی کردن اعلانات در وهله اول می تواند باعث شود تا در رسانه های مختلفی، ارزش اپلیکیشن شما درک شود و به شما اجازه می دهد تا ابتدا به اطلاعات ارزشمند فکر کنید و سپس رو به تغییرات، طرح بندی ها و پالت های رنگی و غیره آورید.

 

طراحی اعلانات در اپلیکیشن ها باید مطابق با ارزش های کاربران باشد.

شاید این جمله شما را به این موضوع وا دارد که باید اعلانات بیشتری را به وجود آورید، اما ما این روزها به مشاهده اعلانات کمتری نیاز داریم، نه بیشتر. اعلانات توسط بسیاری از اپلیکیشن ها مورد سوء استفاده قرار می گیرد، زیرا به صورت خود خواهانه در کارهای روزمره کاربران وقفه ایجاد کرده و محتواهایی را به آن ها ارائه می دهند که مورد نیاز و یا حتی مورد انتظار آن ها نمی باشد. این موضوع در اپلیکیشن های مانند تویتر است که مدام اعلاناتی فرستاده می شود، آن هم بر مبنای این که شاید این محتواها نظر من کاربر را جذب نماید.

اعلانات باید روشی برای ارائه ارزش هایی مطابق با کاربران باشد نه فرصتی برای اذیت و آزار مداوم کاربران برای بازگشت دوباره و دوباره به اپلیکیشن. این موضوع برای کاربردی و بهینه بودن اپلیکیشن ها بسیار اهمیت دارد.

تمام این موارد باز هم ما را به موضوعی که در ابتدای این مقاله عرض نمودیم؛ هدایت می کند: طراحی متحرک برای مطابق یافتن با تمامی ابزارهای موجود. طراحان باید با محیط هایی که کاربران در آن جا وجود دارند و از اپلیکیشن ها استفاده می کنند، آگاهی یابند. از این رو تکنیک هایی مانند پرس و جو متنی، سایه گذاری و فیلد جستجو بیشتر از گذشته مورد اهمیت واقع شده است. طراحی متحرک این روزها به این معنا می باشد که شناخت محیط کاربران بسیار بسیار غیر قابل پیش بینی می باشد. اگر محیط کاربران در دهه ۹۰، یک میز و صندلی و یک اتاق بود، اما این روز ها این محیط می تواند هر کجا و هر زمانی باشد.

این روزها تحقیقات کاربری نسبت به گذشته از اهمیت بیشتری برخوردار می باشد، زیرا باعث درک بهتر محصولات و سرویس ها می شود و باعث می شود تا در هر شرایطی و هر کجایی که کاربران قرار دارند، بتوانیم مشکلات شان را حل نماییم.

 

زمانی برای شروع طراحان وب سایت و یا اپلیکیشن در این زمینه

طراحی تجربه کاربری بسیار پیچیده تر از این موارد می باشد و گاهی هم گمراه کننده است. ما به این مورد بسیار توجه داریم. بیشتر از گذشته، طراحان تجربه کاربری نیاز دارند تا وسیع تر فکر کنند و بیشتر به همکاری بپردازند تا بتوانند با اطلاعات دقیق تری به طراحی سایت و یا اپلیکیشن بپردازند. ما باید اطلاعلات خود را از تکنولوژی های موجود عمیق تر سازیم تا بتوانیم نیاز های کاربران خود را درک کنیم و بتوانیم به راحتی به آن ها خدمت رسانی نماییم.

البته همه دوست دارند از من بشنوند که نیازی نیست تا رابط کاربری خود را مورد تست و بررسی قرار دهند و هم چنین نمی خواهند این امر را باور کنند که باید به مکانی هایی که کاربران واقعی شان حضور دارند، رجوع کرده و دقیقا نظارت کنند که چه عملکرد هایی را چرا و چگونه در اپلیکیشن های شان انجام می دهند.

برخی برنامه نویسان دوست دارند تا تنها از ذهن و فکر خود استفاده کنند، اما نظر من مخالف این امر می باشد: هیچ کس نباید به تنهایی روی طراحی اپلیکیشن کار کند، مگر این که تست های طراحی را با چند کاربر طی چند روز برگزار کرده باشد. فکر کردن درباره موثر بودن تجربه کاربری در هر رابط کاربری، بسیار ارزش دارد. خیلی از مفاهیم که ما در طراحی وب سایت ها می بینیم، به خوبی در طراحی اپلیکیشن ها هم صدق می کند، اما آن ها شکل و فرم متفاوت تری دارند. در اپلیکیشن ها نیز باید ابتدا مخاطبین خاص خود را بشناسید و مطابق به نیازها و خواسته های مشترک آن ها در این طراحی پیش روید.

زمانی که شما راه های جدیدی را ملاحضه می کنید تا زندگی را آسان تر سازید، ابتدا به طراحی دیجیتالی در این روز ها فکر کنید و سپس به این توجه داشته باشید که چگونه آن ها را در صفحه نمایش های کوچک به کار ببندید. چیزی که ممکن است شما را شگفت زده کند این است طراحی در مقیاس کوچک، عملکردهای فوق العاده زیبایی را ایجاد می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

X